|
جمعه 3 مرداد 1393برچسب:, :: 1:4 :: نويسنده : صنم
آهای چشم چران به من که میرسی سرت را پایین بگیر از من چیزی جز یک سیاهی تمام قد نمیبینی برای تو و آن چشم های هیزت چیزی به غیر از وقار ندارم پس چشمانت را ببند میدانی؟ شاید این سیاهی چشمت را بزند و نتوانی عروسک های به حراج گذاشته را ببینی پس چشمانت را به حوالی من که میرسی ببند...
![]() نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |